أيوب صبري باشا (پاشا) (مترجم: عبد الرسول منشى)

391

مرآة الحرمين (سفرنامه مكه) (فارسى) ( چاپ مركز پژوهشى ميراث مكتوب ، 1382 ش )

و به جانب مملكت خويش اعاده داد . اينكه الب ارسلان به مشترى رومانوس گفته است : كه : سگ تو از رومانوس بهتر و نافع‌تر است اين حرف لايق كوماندانها و رؤساى عساكرى است كه نتواند در حين مقاتله موقع خويش را محافظه نمايند . چنان كه بىاحتياطى قيصر روم مايهء آن گرديد كه اردوى او مغلوب و خود اسير و دستگير شد . نظر به روايتى كه كاتب چلبى در فذلكهء عربى العبارهء خود مرقوم مىدارد ، الب ارسلان در سال چهار صد و پنجاه و پنج ( 455 ) يعنى در سنه هزار و شصت و چهارم ( 1064 ) ميلادى پس از آنكه شهر حلب را تصرّف نمود عساكر خود را از سر خود پراكنده ساخته فقط چهارده هزار نفر ( 000 خ 14 ) نفر در نزد خود نگاهداشت . رومانوس قيصر اين ضعف او را غنيمت شمرده و على الغفله ملك الب ارسلان را ضبط و استبلا نمود . الب ارسلان چون به تدارك عسكر مقتدر نبود اگرچه قرار داد كه با قوهء موجودهء خود مقاتله نمايد ؛ و ليكن چون ديد كه ملك او با عسكرى كه زياده از رمال صحرا بود استيلا شده است و او نمىتواند با آنان مقاتلهء نمايد ناچار به مصالحه راضى شد . چون مقصود رومانوس اين بود كه ملّت اسلام را محو و نابود نمايد به مصالحه رغبت ننموده و پيغام داد كه در هر حال بايد جدال نمايم . الب ارسلان نيز متوكّلا على اللّه آغاز مقاتله نموده ، چنان كه در فوق مذكور شد به نصر و يارى تعالى مؤيّد و منصور شده و در صحايف تواريخ روزگار الى الابد شأن و اشتهارى گذاشت . اگرچه در ميان روايت تاريخ رضوان پاشا و مؤلّف سراج الملوك نوعما منافاتى ديده مىشود ؛ و ليكن چون محاربهء رومانوس بر ضدّ جميع مسلمين بود بعيد از احتمال نيست كه در آرزوى تخريب بيت اللّه نيز بوده است . مورّخين روم نوشته‌اند كه عساكر رومانوس قيصر در آناطولى در جنگ سلطان علاء الدّين مغلوب شده و خود به قيد اسارت درآمد پس از آن مظهر عفو و اطلاق شده چون به مركز حكومت خويش آمده به چشمهاى او ميل كشيده شد ؛ و ليكن از پادشاهانى كه از شعبه‌هاى سلجوقيه در قونيه سلطنت نموده‌اند به اسم علاء الدّين دو نفر پادشاه